سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
عمره دانشجویی - 2 واحد
ساکت می گردد تا سلامت بماند و می پرسد تا بفهمد . [امام علی علیه السلام]

ع ر ف ه

جمعه 1 مهر 90 ساعت 7:14 صبح

خیلی وقت است که اینجا ننوشته ام؛ نه دیگر حس نوشتن در اینجا را دارم، نه دلم می آید که درش را تخته کنم و بروم دنبال زندگی ام.
این روزها که کم کم حاجی ها بار سفر می بندند که بروند، یواشکی دلم را یک گوشه ساکشان می گذارم که ببرند؛ دلم عرفات است؛ بدجوری هم گیر کرده...




عرفه را باید در عرفات جستجو کنی نه هر جا.  عرفه عرفات، عرفات عرفه و چه فرقی است میان آن دو! وقتی پیوندشان یکی شود.


عرفه بدون عرفات،
یا عرفات بدون عرفه!

هر کدام را که بیابی، در انتظار دیگری به سر می‏بری. نهم ذی‏ الحجه تمنایت حضور در عرفات است و در عرفات، آرزویت دیدن نهم ذی‏ الحجه...
دو ضیافت الهی که سالی یکبار وقتی پیوندشان را در عرفات به نظاره می‏نشینی نمی‏دانی از کدام لذت ببری؛
و تنها عرفه بدون حضور عرفات، در کربلا می‏تواند رخ بنماید؛ و این حسین است که کربلا را عرفات خود می‏کند.که عرفات سال 60، بدون ولی زمان، بیابانی بیش نبود. آنان که ماندند به هوای عرفات... از کربلا که هیچ، از عرفات نیز بی نصیب ماندند.




اینها را شاید بخوانید وبگویید شعار است؛ اما نیست... دعا می کند حداقل یکبار، این تلاقی را لمس کنید تا...


ملتمس دعا


به قلم : ورودی84

کلمات کلیدی: کلاس درس

پاورقی دوستان [ پاورقی]


بشتابید...سفر عمره

پنج شنبه 20 آبان 89 ساعت 3:6 عصر

گفتم اینجا بابت عمره دانشجویی، شاید خوانده شود.


پنجمین جشنواره تولدی نو، ویژه عمره دانشگاهیان...


بشتابید که کلی جایزه دارد اساسی، توی همه رشته ها...


این هم آدرس سایت:http://tavallodino.ir/news.php


به قلم : ورودی84

کلمات کلیدی: تولدی نو، عمره، دانشگاهیان، جشنواره

پاورقی دوستان [ پاورقی]


دل سوخته...

چهارشنبه 24 شهریور 89 ساعت 6:55 صبح

خبرهای حج که شروع میشود، یک غم بزرگ روی دلم مینشیند... خدایا امسال، عرفه را کجایم؟!
از همین حالا بزرگترین غم عالم بعد از ظهور آقا نشسته است روی دلم. بدجوری هم سنگینی می‏کند. خبرهای حج، دست و دلم را می‏لرزاند. خدایا عرفه را چه کنم، وقتی عید قربان، هرجایی بجز منی باشم، خدایا مگر چند روز مانده است تا عرفه، مگر..


خدایا! ماه رمضان صدایمان آمد که فقط یادگرفته بودم:اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا...


یعنی نرسید...


در تقدیر شب قدرمان نوشته نشد؟!


حالا آقاجان، نمی‏شود یک پارتی بازی بکنید و یواشکی گوشه پرونده‏ا‏م بنویسید...جزو همراهانی که همیشه از قافله عقبند؟
خدایا...صدا می‏رسد؟ خدایا دلم عرفه عرفات می‏خواهد یا عرفات عرفه، چه فرق می‏کند؟ هر دوو یکی است...


*****


دلم بدجوری دارد گر گرفته، دعا کنید آتش بگیرد...تا دیگر دلی نماند که بخواهد هربار یک گوشه اش آتش بگیرد...



به قلم : ورودی84

کلمات کلیدی: عرفه

پاورقی دوستان [ پاورقی]


توجه! توجه.......

یکشنبه 22 فروردین 89 ساعت 7:7 عصر
سلام!
ثبت نام عمره دانشگاهیان از فردا آغاز می شود. بر اساس گزارش سایت لبیک، امسال دانشگاهیان، در سه گروه پسران مجرد، متأهلین و اساتید اعزام می شوند. والبته گفته اند که بدلیل قوانین عربستان، از خدمتگزاری دانشجویان دختر محرومند...
توجه بعدی اینکه، متاهلین اعزامی از میان ثبت نام کنندگان ازدواج دانشجویی برگزیده می شوند و در نتیجه از فدا صرفا دانشجویان پسر و اساتید به پایگاه مراجعه نمایند...
حاضرین به غائبین خبر دهند....
هر کسی رفت التماس دعا

به قلم : ورودی84

کلمات کلیدی: پیش نیاز

پاورقی دوستان [ پاورقی]


عید دیدنی

پنج شنبه 13 اسفند 88 ساعت 7:33 عصر

مدت‏ها بود که دلم می‏خواست بروم. سال به سال می‏آمد و نمی‏شد. هر سال نو، می گفتم: « امسال دیگه می‏رم. این همه می‏گن برین دیدن فامیل، اون هم اگه بزرگتر باشه! تو خجالت نمی‏کشی که نمی‏ری!» اما نمی‏شد. هر دفعه به یه دلیل. به هر دری هم که زدم، نشد.
-آخه چرا؟
- الان وقتشه!؟ حالا زوده.
نمی‏دانم از این جور چیزا، از همین اما و اگرهای الکی که هر وقت بخوان سر بچه‏ها رو گرم کنند، می‏یارند.
تا سال گذشته، که گفتند بیا برو! نزدیک بود بال دربیارم.سه، چهارماه زودتر خبرش را گرفته بودم. اما قطعی نبود. تقریبا یکماه قبل از سفر قطعی شد.
- آخ جون! امسال عید می رم سفر.
آخه ما معمولا عیدا جایی نمی رویم. برای همین هم حسرت مسافرت عید به دلم مانده. البته مامان راست می‏گویند: « عیدی همه جا شلوغه.»
بالاخره گذاشتن برویم دیدن بزرگترمان. دهمین شب سال نو، آنجا بودم. اینقدر هول شدم که یادم رفت بگویم عیدتان مبارک، اجازه هم ندادند که برم نزدیک. شلوغ بود، خیلی شلوغ. همان جا دم در ایستادم و زل زدم به مهمان‏ها. نمی‏دانم ایشان توی این همه شلوغی مرا دید.
بعد رفتیم سراغ بچه‏هایشان. آنجا نسبتا خلوت‏تر بود، اما دیر رسیدیم. گفتند نمیشود الان رفت. نشستیم همانجا پشت در.
یک هفته، نه 6 روز، مهمانشان بودیم. پذیرایی می‏کردند اساسی. به قول بعضی‏ها، مشتی! هوای همه را هم داشتند. اینقدر دلم تنگ شده بود که یادم رفت برم جلو و بگویم : عیدی... . نه! خدایی اش رویم هم نمی‏شد که بروم. اما حواسشان بیشتر از اینها جمع بود.
دلم برای عید دیدنیهای پارسال تنگ شده.
برای صحن مسجد النبی


برای بین الحرمین
برای ساعت‏ها ایستادن پشت در بقیع، برای...


به قلم : ورودی 88

کلمات کلیدی: پیش نیاز، عید دیدنی

پاورقی دوستان [ پاورقی]


یا رسول الله...

شنبه 24 بهمن 88 ساعت 1:4 عصر

السلام علیک یا رسول الله
السلام علیک ایها البشیر النذیر
السلام علیک ایها السراج المنیر
السلام علیک ایها السفیربین الله و بین خلقه
أشهد یا رسول الله أنک کنت نورا فی الأصلاب الشامخه.الأرحام المطهرة
لم تنجسک الجاهلیة بأنجاسها
ولم تلبسک من مدلهمات ثیابها
أشهد یا رسول الله أنی مومن بک و بالأئمة من أهل بیتک أعلام الهدی و العروة الوثقی و الحجة علی أهل الدنیا...
...
نمی‏خواستم بیام. اما نشد. دلم بدجوری تنگ شده برای قبة الخضراء آقا رسول الله
یا رسول الله! بازم راهمون می دی بیام....


 


السلام علیک یا رسول الله
(این رو هم خودم گرفتم...تمتع امسال...)


اینو شاید به خیلی ها نگفته باشم...
تو تمتع امسال، بالاخره اون چیزی رو که دلم می‏خواست دیدم...
حسرت بدجوری به دلم مونده بود:
همش می‏گفتم ، یا جداه،‏یعنی اینقده لیاقت ندارم؟!؟!یعنی هیچ راهی نداره...مگه  کاری هست که از عهده شما برنیاد!؟!


اما امسال...
دیدم...بالاخره....
قبر بی شمع و چراغ جدم امام حسن مجتبی (علیه السلام) رو...
السلام علیک یابن رسول الله
السلام علیک یا مولای یا أبامحمد الحسن بن علی و رحمة الله و برکاته
مدینه رفته ها! امروز هیچکس کنارحرم رسول الله نیستا...
کسی کنار قبرسبط اکبر روضه مظلومیت آقامون رو نمی خونه ها...
کسی...
(شاید بذارن شیعیان اندک مدینه اونجا بشینند...شاید...)
دلم مدینه می خواد...برم به کی بگم...خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


به قلم : ورودی84

کلمات کلیدی: بقیع، مدینه

پاورقی دوستان [ پاورقی]


برگشتم

چهارشنبه 2 دی 88 ساعت 2:0 عصر

الحمدلله کما هو حقه
نمی‏دانم خدای را چگونه سپاس گویم که زبان بنده‏ای چون من قاصر است از شکر و سپاس در محضر پروردگار باری تعالی...
معبودی که بزرگی، لطف و رحمتش بی منتهاست...هز چند امر شده‏ایم به شکر گزاریش اما هر چه تلاش کنیم ذره‏ای از نعماتش را نتوانیم آنگونه که شایسته است سپاس گوییم...
سفر حج برایم کلاسی بود به مراتب بزرگتر و با عظمت‏تر از سفر عمره...
سفری که حتی نمی‏توان با عمره قیاسش کرد...
سفری از زمین به ملکوت...
انگار...       انگار که نه، واقعا خواب بود، رؤیا بود. هر چند در زمره «مِن تمام الحج، لقاءالامام علیه السلام» بودن ، سعادتی می خواست که در این هیچ نبود. اما حضورشان حس می‏شد...
دلم هوای عرفات را کرده، عرفاتش چیز دیگری بود... بیابانی با 4 میلیون حاجی...


وقتی وارد عرفات شدیم،‏پیش خودم گفتم: خدایا! الان که دیگر نمی شود حس و حال 1400 سال پیش را داشت، این همه آدم، شلوغی و...
اما وقتی سر دعا می‏نشینی، فقط خدایت را حس می‏کنی و حضور نماینده اش را بر روی کره خاکی...
یا رب البیت الحرام یا رب الشهر الحرام یا رب البلد الاحرام یا رب الرکن و المقام ... یا رب المسجدالحرام
خدای من! اینجا همه‏اش با هم است... بیت‏الحرام،شهرالحرام، بلدحرام، مسجدالحرام...
این بار عظمت بیت الله و طواف را درمیابی، وقتی بینی تمام صحن بدور بیت الله الحرام می‏چرخند...
باید باشی، ببینی، لمسش کنی تا بفهمی چه می گویم...


یادمان نرود این دعا بعد از درخواست فرج مولایمان بشود پای ثابت دعاهایمان:
اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام...
اللهم ارزقنا حج بیتک و زیارة قبر نبیک و قتلا فی سبیلک
آمین رب العالمین


*****


سلام مجدد
این آخرین پست این وبلاگ است. علی الحساب. چون دلم نمی‌آید ببندمش تازگی ها دارم فکرهایی درباره‌اش می کنم. اما قطعا خاطرات سفر تمتع را اینجا نمی‌نویسم. چون نه جایش اینجاست ، نه اینجا ظرفیتش را دارد....
از دوستانی که در این مدت، محبت کردند، تذکر دادند، پیشنهاد دادند،‌انتقاد کردند، سپاسگزارم.
حداقل این وبلاگ تا آخر دهه اول اسفند ماه، آپ نمی‏شود. منتظر نمانید....
دعا کنید بتوانم برکات این بهترین سفر را حفظ کنم...
ملتمس دعا


به قلم : ورودی84

کلمات کلیدی:

پاورقی دوستان [ پاورقی]


اللهم ارزقنا

جمعه 22 آبان 88 ساعت 2:17 عصر

بچه تر که بودم...
وقتی می شنیدم ماه رمضان می خوانند:
اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام نمی فهمیدم یعنی چه؟!؟
بزرگتر که شدم، یاد گرفتم: ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا
پیش خودم می گفتم: امثال ما که استطاعت نداریم، شاید بعدا وقتی بزرگتر شدم، مبلغی، معینه ای شدم و رفتم...
....
سال اول دانشگاه که رفتم طرح ولایت، حاج آقا ماندگاری ، بهمان گفت: حج نه همت است ، نه قسمت ، که دعوت است؛ در دعاهایتان بخواهید وبخوانید:
اللهم ارزقنا حج بیتک و زیارة قبر نبیک و قتلا فی سبیلک...
از آن سال به بعد، این دعا بعد از درخواست فرج آقایمان امام زمان ، شد پای ثابت دعاهایم؛ اما هیچ وقت باور نداشتم که می شود...
سال 84 که اسمم عمره دانشجویی درآمد، و هزینه اش هم جور شد، فکر می کردم این سفر اول و آخرم است. مگر می شود در این دنیای مادی به این گرانی، و این همه آدمی که در صف هستند، باز هم بتوانم بیایم عمره...


گذشت؛ آنهایی که رفته اند می دانند که بعد از سفر اول، آتش اشتیاق دیدار مجدد بیت الله الحرام و مدینة النبی، در وجود آدمی هرروزشعله ورتر می شود.
 برای باردوم که مشرف شدم، باورم نمی شد؛ خدایا برای بار دوم؟!؟ من، بنده گنه کار تو ...
.
.
.
.
.
.
.
.
و حالا...
هنوز که نرفتم ؛ نمی دانم آیا اسم من هم جزو حجاج بیت الله الحرام  نوشته شده است یا نه؟!؟!
اما بار سفر بسته ام که بروم، شاید این هیچ را هم بین حاجیان بیت الله راه داده اند...


 بیت الله


(این عکس رو خودم گرفتم...)


آمدم بگویم خوبی، بدی دیدید حلال کنید. از ته دل... این پست بمنزله پست خداحافظیم است؛ وبلاگی که با عمره شروع شد، با حج انشاءالله پایان می پذیرد.اگر عمری بود و برگشتم در جای دیگری این خاطرات شیرین را می نویسم، اگر نه که...


مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم


تا دوشنبه، اگر پیغامی داشتید، بگذارید  ...
هر چند می دانم:


کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود      حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست


و امیدوارم جزو« ان تکتبنی من حجاج بیتک الحرام المبرورحجهم المشکور سعیهم المغفور ذنوبهم المکفر عنهم سیأتهم»باشم . انشاءالله


التماس دعا
ورودی 84


به قلم : ورودی84

کلمات کلیدی: پیش نیاز، خداحافظ، حج

پاورقی دوستان [ پاورقی]


:همه جزوات من :